---
title: "فلسفه‌ی ورنر ارهارد از کجا آمده است؟"
url: "https://neshaa.ir/b/66-falsafe-werner-erhard-az-koja-amade-ast"
type: "article"
published: "2026-11-05"
updated: "2026-11-05"
language: "fa"
---

# فلسفه‌ی ورنر ارهارد از کجا آمده است؟



> فلسفه‌ی ورنر ارهارد چه نسبتی با هایدگر و ویتگنشتاین دارد؟ ارجاع‌های اعلام‌شده، ادعای هم‌خوانی، چه کسی این را می‌گوید و آنچه منبع‌ها نمی‌گویند.

«ارهارد پیش‌تر عناصر کلیدی برنامه‌ی آموزشی را، که بعدها فروم شد، ساخته بود.» (ترجمه‌ی ما)

این جمله از پس‌گفتار مایکل زیمرمن بر یک کتاب پژوهشی است که در ۲۰۱۹ چاپ شد. زیمرمن رساله‌ی دکتری‌اش را درباره‌ی هایدگر نوشته است و در ۱۹۸۲ به درخواست ارهارد یک ارزیابی فلسفی از برنامه‌ی او تهیه کرد. پس این را کسی می‌گوید که خودش در ماجرا بود.

اگر جایی خوانده‌اید که فلسفه‌ی ورنر ارهارد از هایدگر یا ویتگنشتاین گرفته شده، پرسش آن است که کدام منبع، با چه جایگاهی، دقیقاً چه چیزی را می‌گوید. منبع‌هایی که ما خوانده‌ایم بیشتر از هم‌خوانی و رشد موازی حرف می‌زنند تا از اشتقاق، و بیشتر آن‌ها را کسانی نوشته‌اند که خودشان در برنامه‌های ارهارد شرکت کرده‌اند. هر ادعای زیر را همراه با نویسنده‌اش و جایگاه او می‌آوریم، و جمله‌هایی را که تفسیر خود ماست با عبارت «تفسیر ما» مشخص کرده‌ایم.

## سه رابطه‌ی متفاوت زیر یک جمله

عبارت «از او گرفته شده» دست‌کم سه چیز را در خود جا می‌دهد. نخست وام‌گیری اعلام‌شده: خود ارهارد و همکارانش می‌گویند کدام واژه یا تصویر را از چه کسی آورده‌اند. دوم روایت آشنایی: چه کسی ارهارد را با هایدگر آشنا کرد و این در چه سالی بود. سوم هم‌خوانی ادعاشده: پژوهشگرانی می‌گویند دو کار به هم می‌خورند، و گاه می‌گویند هر یک جدا از دیگری ساخته شد.

تفسیر ما: این سه ادعا را نمی‌شود به‌جای هم نشاند. «آن واژه را وام گرفته» چیزی درباره‌ی یک واژه است، «او را دید» چیزی درباره‌ی یک دیدار، و «شبیه‌اند» چیزی درباره‌ی دو متن؛ هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌گوید ایده‌های یکی از دیگری گرفته شده باشد.

بخش‌های بعد همین ترتیب را دنبال می‌کنند. در هر بخش می‌گوییم چه کسی نوشته، چه جایگاهی دارد و سخنش به کدام یک از این سه رابطه مربوط است. داوری درباره‌ی درستی ایده‌های هایدگر یا ارهارد کار ما نیست.

## آنچه خودشان نام می‌برند

مواد درسی یک درس دانشگاهی، که ارهارد، مایکل جنسن، استیو زافرون و همکارانشان فراهم کرده‌اند، در یادداشتی می‌گوید «هستی‌شناختی» به معنایی به کار می‌رود که هایدگر در کتاب هستی و زمان به کار برد. یادداشت دیگری همان را درباره‌ی «هستی‌شناسی» می‌گوید و اضافه می‌کند که منظور معنای متافیزیکی قدیمی نیست. پس برای این واژه منشایی اعلام‌شده در دست داریم، و آن را خود نویسندگان گفته‌اند. کتاب پژوهشی ۲۰۱۹ هم از قول ارهارد در سخنرانی‌ای از دهه‌ی ۱۹۸۰ می‌نویسد کار او روان‌شناختی نیست و هستی‌شناختی است؛ برای توضیح ساده‌ی همین تمایز می‌توانید [رویکرد روان‌شناسانه و هستی‌شناسانه](/b/25-psychological-vs-ontological) را بخوانید.

ویلیام بارتلی، که ارهارد پیش‌گفتار زندگی‌نامه‌ی او را نوشت و پس مستقل از او نیست، در ۱۹۷۸ نوشت که ارهارد وقتی دیدگاه فلسفی خود را عرضه می‌کند، دوست دارد از تصویری در نوشته‌های ویتگنشتاین استفاده کند: فلسفه همچون نردبانی که از آن بالا می‌روند. بارتلی همان‌جا می‌افزاید که این تصویر در فلسفه‌ی غربی کهن است و به سکستوس امپیریکوس، شکاک یونانی، برمی‌گردد. یادداشت پایانی او خواننده را به دو نوشته‌ی گرشون ویلر درباره‌ی کاربرد همین تصویر در آثار فریتس ماوتنر ارجاع می‌دهد. در رونوشت سخنرانی ضبط‌شده‌ای از ارهارد با عنوان «قلب ماجرا» هم نام ویتگنشتاین می‌آید و جمله‌ای درباره‌ی نردبان خوانده می‌شود. کتاب ۲۰۱۹ برای آن سخنرانی تاریخی می‌آورد، اما رونوشتی که ما دیدیم تاریخ ندارد.

زافرون و دیوید لوگان، در کتابی درباره‌ی عملکرد سازمانی، می‌نویسند که بخشی از کتاب‌شان به کار جان سرل و جان آستین درباره‌ی [اقدام‌های گفتاری](/b/12-speech-acts) تکیه دارد. زافرون در نوشته‌ای دیگر با ارهارد هم‌نویسنده است، ولی این کتاب را او با لوگان نوشته است. جنسن و آلن شر هم در مقاله‌ای مدیریتی می‌نویسند وینوگراد و فلورس چهار نوع کلی تعهد را از هم جدا می‌کنند: اظهار، اعلام، درخواست و قول.

در هیچ‌کدام از این متن‌ها، دست‌کم در بخش‌هایی که ما خوانده‌ایم، نویسنده نمی‌گوید این ارجاع‌ها بر ساختن ایده‌ها اثر گذاشتند یا فقط واژه‌ای و تصویری از آن‌ها آمد. هر ارجاع اعلام‌شده همان‌قدر وزن دارد که هست: نام‌بردن از یک منبع.

## روایت آشنایی با هایدگر

زیمرمن می‌نویسد در دسامبر ۱۹۸۱ خودش برنامه‌ی آموزشی ارهارد را گذراند و در ژانویه‌ی ۱۹۸۲، اندکی پس از رسیدن به برکلی برای یک فرصت مطالعاتی، هوبرت دریفوس او را به شام دعوت کرد. دریفوس هم آن برنامه را گذرانده بود، ارهارد را می‌شناخت و هم‌راهنمای رساله‌ی دکتری فرناندو فلورس بود؛ فلورس، به نوشته‌ی زیمرمن، عناصری از نظریه‌ی اقدام گفتاری جان سرل را با نگاه هایدگر به هستی زمانی‌تاریخی انسان ترکیب کرده بود. ارهارد از دریفوس و زیمرمن خواست نقدی فلسفی بنویسند. زیمرمن در مه ۱۹۸۲ برای گفت‌وگو درباره‌ی یافته‌هایش با ارهارد، فلورس و چند همکار آن‌ها دیدار کرد و می‌گوید نوشته‌ی او و دریفوس به آنچه فروم شد کمک کرد.

همین پس‌گفتار دو نکته‌ی دیگر دارد. یکی این‌که ارهارد و همکارانش پیش از آشنایی با فلورس و پیش از این‌که چیزی از اندیشه‌ی هایدگر بدانند، طراحی دوباره‌ی برنامه را در نظر داشتند. دیگری، در یادداشتی پایانی، این‌که فلورس کار هایدگر را به ارهارد معرفی کرد.

مقدمه‌ی کتاب ۲۰۱۹ از زبان بروس هاید و درو کاپ روایتی نزدیک به این، ولی با تفاوت‌هایی دارد. می‌نویسد در دوران گذار به فروم، ارهارد از طریق همکاران با هایدگر آشنا شد، با چند هایدگرپژوه مشورت کرد، و دو نفر از آن‌ها، دریفوس و زیمرمن، ارزیابی رسمی از اثربخشی برنامه نوشتند و به هم‌خوانی‌هایش با اندیشه‌ی هایدگر اشاره کردند. جای دیگری از همین کتاب آغاز آشنایی ارهارد با هایدگر را «حدود ۱۹۸۰» می‌داند و می‌گوید فروم در ۱۹۸۵ آغاز شد.

تاریخ‌ها از این قرارند: «حدود ۱۹۸۰» در بخش نخست کتاب، ۱۹۸۲ در پس‌گفتار، و «دوران گذار» که برایش تاریخ آغاز و پایانی نیامده. این‌ها لزوماً با هم نمی‌جنگند، چون دوران گذار می‌تواند چند سال باشد، ولی هیچ منبعی در دست ما تاریخ دقیق دیدار را نمی‌دهد و ما هم تاریخی را برنمی‌گزینیم.

## هم‌خوانی ادعاشده و «استقلال»

هاید و کاپ می‌نویسند تز اصلی کتاب آن است که کار ارهارد از جهات مهمی با فلسفه‌ی هایدگر هم‌راستاست، و سپس می‌افزایند حتی برنامه‌ی آموزشی پیشین، که آغازش پیش از آشنایی ارهارد با هایدگر بوده، هم از پیش با اندیشه‌ی او هم‌راستا بود. فرضیه‌ی آن‌ها این است که قالب گفت‌وگومحور برنامه بُعد اجرایی واژگان هایدگر را به شیوه‌ای وارد کرد که هایدگر، در فضای محدودکننده‌ی دانشگاهی و سیاسی خودش، نتوانست. این فرضیه‌ی نویسندگان است و ما آن را داوری نمی‌کنیم.

صفحه‌ی ناشر کتاب هم می‌گوید این دو اندیشمند مستقل از هم، در زمان‌ها و جاهایی بسیار دور، شکل‌های مشابهی از بلاغت هستی‌شناسانه پرداختند. این متن معرفی ناشر است و ما آن را فقط برای دیدن برداشت ناشر از کتاب می‌آوریم.

زیمرمن در پس‌گفتار صریح‌تر است. می‌نویسد نقطه‌ی ثقل کتاب این نیست که ایده‌های ارهارد از هایدگر برآمده، و هم‌خوانی چشمگیر میان ایده‌هایی را مطرح می‌کند که دو متفکر مستقل از هم به آن‌ها رسیدند. پایه‌ی داوری او، به گفته‌ی خودش، بازخوانی رونوشت ۱۰۴صفحه‌ای نشستی است که درباره‌ی نقد او از برنامه برگزار شد؛ آن رونوشت را ما ندیده‌ایم. او می‌افزاید ارهارد از هایدگر «تمایزهایی ارزشمند» آموخت، ولی هر دو به ایده‌های اصلی‌شان خودشان رسیدند.

تفسیر ما: «مستقل» در این جمله ادعایی تاریخی است درباره‌ی این‌که چه کسی در چه زمانی چه چیزی را می‌دانست. این ادعا درباره‌ی درستی ایده‌ها چیزی نمی‌گوید و، چون از زبان کسی می‌آید که خودش در ماجرا بود، شاهد دومی از بیرون ندارد.

## پس هایدگر چه نقشی داشت؟

اعتراض روشن است: اگر کلیدهای برنامه پیش از هایدگر ساخته شده بود، چرا واژه‌های او در برنامه آمد؟ منبع‌ها هر دو را با هم می‌گویند. زیمرمن می‌نویسد ارهارد چیزهایی از هایدگر آموخت. هاید و کاپ می‌نویسند ارهارد از ۱۹۸۵ واژگان هایدگری را به شکل منظم به زبان خود آورد و گاه عبارت‌هایی از هایدگر را در سخنرانی‌هایش خواند. هیچ‌کدام معیاری نمی‌دهد که «از پیش داشت» کجا تمام می‌شود و «آموخت» از کجا آغاز.

هاید و کاپ هم دریفوس و زیمرمن را از جمله‌ی هایدگرپژوهانی نام می‌برند که ارهارد با آن‌ها مشورت کرد. این مشورت روایت زیمرمن را تأیید یا رد نمی‌کند؛ فقط به این اشاره می‌کند که در سال‌های تغییر برنامه با هایدگرپژوهان گفت‌وگو جریان داشته است، و این‌که این گفت‌وگو چه چیزی را عوض کرد در منبع‌هایی که خوانده‌ایم نیامده.

تفسیر ما: این دو جمله با هم نمی‌خورند مگر این‌که میان «ایده‌ی اصلی» و «تمایز» و «واژه» مرزی در نظر بگیریم، و مرز را منبع‌ها نکشیده‌اند. هر خواننده‌ای که آن را بکشد، تفسیر خودش را افزوده است.

## جایگاه منبع‌ها

نویسندگان کتاب ۲۰۱۹ خودشان بیان می‌کنند که هم به‌عنوان حاضر در برنامه و هم به‌عنوان پژوهشگر با کار ارهارد سروکار داشته‌اند. یکی از آن‌ها نخستین بار در ۱۹۷۳ در برنامه‌ی آموزشی ارهارد شرکت کرده، رساله‌های دکتری هر دو تحلیل بلاغی و فلسفی همین برنامه بوده، و ارزیابی‌شان از کار ارهارد را «بی‌ابهام» می‌نامند؛ محتوای آن ارزیابی، به توصیف ما، مثبت است. ما این ارزیابی را بازنشر نمی‌کنیم؛ فقط می‌گوییم نویسندگان کجا ایستاده‌اند. صفحه‌ی حقوقی کتاب هم می‌گوید متن‌ها و نقل‌قول‌های برنامه‌ها با مجوز لندمارک به کار رفته است.

جایگاه دیگر نویسندگان همین‌قدر روشن است. زیمرمن هم خودش در برنامه شرکت کرده و ارزیابی‌اش را به درخواست ارهارد نوشته است. جای بارتلی را پیش‌تر گفتیم. زافرون و جنسن هر دو در مواد درسی‌ای که پیش‌تر آمد هم‌نویسنده‌ی ارهارد بوده‌اند.

بررسی مستقلی هم وجود دارد: یک مجله‌ی دانشگاهی در حوزه‌ی بلاغت در ۲۰۲۰ بررسی‌ای از کتاب ۲۰۱۹ چاپ کرده است. متن آن بررسی را ما نخوانده‌ایم و نمی‌دانیم چه نتیجه‌ای گرفته. نویسندگان کتاب در مقدمه می‌نویسند تا آن زمان پژوهش مهمی درباره‌ی زبان ارهارد چاپ نشده بود؛ این را هم ما بررسی نکرده‌ایم. در میان منبع‌هایی که خوانده‌ایم، شاهدی مستقل از برنامه برای هیچ‌کدام از سه رابطه وجود ندارد.

## آنچه این نوشته نمی‌گوید

درباره‌ی درستی ایده‌های ارهارد یا هایدگر داوری نمی‌کند، اثربخشی برنامه‌ها را نمی‌سنجد، و حکمی درباره‌ی درستی یا نادرستی فهم ارهارد از هایدگر نمی‌دهد. درباره‌ی فیلسوف‌بودن ارهارد هم سخنی ندارد. از نوشته‌های هایدگر یا از مواد برنامه‌ها نقل نمی‌کند؛ هستی و زمان فقط به‌عنوان ارجاعی نام برده شده که خود نویسندگان آورده‌اند.

سه چیز را ما نخوانده‌ایم و برای هر ادعای وابسته به آن‌ها باید سراغ‌شان رفت: ارزیابی‌های ۱۹۸۲ که زیمرمن و دریفوس نوشتند، رونوشت ۱۰۴صفحه‌ای نشست، و بررسی مجله‌ی بلاغی. تا آن زمان، هر جمله‌ی «این از آن برآمده» در این موضوع بیش از آنچه منبع‌ها گفته‌اند ادعا می‌کند.

اگر خودِ منبع‌ها می‌گویند ایده‌ها مستقل از هم به هم‌خوانی رسیدند، چه شاهدی می‌تواند میان «مستقل رسیدند» و «از او گرفته شد» فرق بگذارد؟

## منابع

-   Bartley, W. W., III (1978). *Werner Erhard: The Transformation of a Man — The Founding of est*. Clarkson N. Potter.
-   Erhard, W. (بی‌تا). *The Heart of the Matter* (recorded talk).
-   Erhard, W., Jensen, M. C., Zaffron, S., & Granger, K. L. (2011). *Course Materials for Being a Leader and the Effective Exercise of Leadership: An Ontological/Phenomenological Model*. SSRN 1263835.
-   Heidegger, M. (1927). *Being and Time*.
-   Hyde, B., & Kopp, D. (2019). *Speaking Being: Werner Erhard, Martin Heidegger, and a New Possibility of Being Human*. Wiley.
-   Scherr, A. L., & Jensen, M. C. (2006). *A New Model of Leadership*. SSRN 920623.
-   Tham, J. (2020). Review of *Speaking Being*. *Rhetoric Review*.
-   Zaffron, S., & Logan, D. (2009). *The Three Laws of Performance*. Jossey-Bass.

[متن اصلی در سایت](https://neshaa.ir/b/66-falsafe-werner-erhard-az-koja-amade-ast)
