پرش به محتوای اصلی
گفت‌وگوی درونی؛ صدایی که با آن زندگی را روایت می‌کنیم

گفت‌وگوی درونی؛ صدایی که با آن زندگی را روایت می‌کنیم

گفت‌وگوی درونیگفت‌وگو

نوشته شده در:

پیش از یک جلسه‌ی مهم، جمله‌ها را در ذهن تمرین می‌کنیم. بعد از یک گفت‌وگوی ناخوشایند، ساعت‌ها با خودمان حرف می‌زنیم: «باید این را می‌گفتم»، «چرا ساکت ماندم؟». این صدای بی‌صدا همان گفت‌وگوی درونی است. در روان‌شناسی و فلسفه‌ی ذهن به آن گفتار درونی (Inner speech) هم می‌گویند، و گاهی خودگویی (Self-talk).

ساده‌ترین تعریف این است: تجربه‌ی «حرف زدن» با خود، در سکوت و بدون به صدا درآوردن کلمات. چارلز فرنی‌هاف و بن آلدرسون-دی در مروری جامع، گفتار درونی را تجربه‌ی آگاهانه‌ی زبانی می‌دانند که بی‌صدا در ذهن تولید می‌شود، و نشان می‌دهند که این تجربه در رشد، در کارکردهای شناختی و در پدیدارشناسی (یعنی اینکه از درون چه حسی دارد) چهره‌های گوناگونی دارد.

پس گفت‌وگوی درونی فقط «فکر کردن» نیست. زبان است؛ همان زبانی که با دیگران حرف می‌زنیم، به درون آمده و حالا با خودمان به کار می‌رود.

از گفت‌وگو با دیگران تا گفت‌وگو با خود

لِو ویگوتسکی، روان‌شناس روس، در کتاب اندیشه و زبان استدلال می‌کرد که گفتار درونی از بیرون شروع می‌شود. کودک اول با بزرگ‌ترها گفت‌وگو می‌کند؛ بعد همان گفت‌وگوها را بلند با خودش تکرار می‌کند، مثلاً هنگام بازی یا حل یک معما. ویگوتسکی این را گفتار خصوصی (Private speech) می‌دید: گفتاری که مخاطبش خود کودک است و به او کمک می‌کند کارش را هدایت کند. به‌تدریج این گفتار آرام‌تر و کوتاه‌تر می‌شود و سرانجام به درون می‌رود.

به بیان دیگر، گفت‌وگوی درونی ما ردپای گفت‌وگوهای بیرونی ماست. صداهایی که در کودکی شنیده‌ایم، پرسش‌هایی که از ما پرسیده‌اند و شیوه‌ای که با ما حرف زده‌اند، در شکل گرفتن این صدای درونی سهم دارند.

فرنی‌هاف با تکیه بر ویگوتسکی، این مسیر را در چهار سطح صورت‌بندی کرد: گفت‌وگوی بیرونی با دیگری، گفتار خصوصی (بلند یا نجواگونه)، گفتار درونیِ گسترده که هنوز رفت‌وبرگشت یک گفت‌وگوی واقعی را دارد، و گفتار درونیِ فشرده که کوتاه و چکیده است و ویگوتسکی آن را به «اندیشیدن با معناهای ناب» تشبیه کرده بود. او تأکید می‌کند که این سطح‌ها ثابت نیستند و در طول زندگی می‌شود میان آن‌ها جابه‌جا شد.

کارکردهای صدای درون

پژوهش‌ها چند کارکرد را برای گفت‌وگوی درونی برجسته کرده‌اند. این کارکردها در مرور آلدرسون-دی و فرنی‌هاف جمع‌بندی شده‌اند و میزان شواهد برای هرکدام یکسان نیست:

  • برنامه‌ریزی و حل مسئله: «اول این، بعد آن». ما با کلمه، گام‌ها را کنار هم می‌چینیم.
  • تنظیم رفتار و هیجان: همان کاری که گفتار خصوصی برای کودک می‌کند، در بزرگسالی به شکل‌های پنهان‌تر ادامه دارد: آرام کردن خود، تشویق خود، نگه داشتن توجه.
  • نگه داشتن اطلاعات در ذهن: وقتی شماره‌ای را در ذهن تکرار می‌کنیم تا فراموش نشود. آلن بدلی این را به بخشی از حافظه‌ی کاری به نام حلقه‌ی واج‌شناختی (Phonological loop) نسبت می‌دهد که با تکرار درونی، ردهای کلامی را تازه نگه می‌دارد.
  • خودآگاهی: آلن مورن پیشنهاد می‌کند که گفتار درونی میان ما و تجربه‌هایمان فاصله‌ای روانی می‌سازد که مشاهده‌ی خود را ممکن می‌کند، و به ما کمک می‌کند به جنبه‌هایی از زندگی درونی‌مان «نام» بدهیم که بدون کلمه دیدنشان دشوار است.

گفت‌وگوی درونی همیشه تک‌گویی نیست. گاهی واقعاً گفت‌وگو است: یک بخش می‌پرسد و بخش دیگر جواب می‌دهد؛ یک صدا نقد می‌کند و صدای دیگر دفاع. پژوهشگران این ویژگی را گفت‌وگومندی (Dialogicality) می‌نامد و فرنی‌هاف آن را ریشه‌دار در همان گفت‌وگوهای اجتماعی‌ای می‌داند که از آن‌ها برخاسته است. در مدل او، حالت معمول گفتار درونی فشرده است و در شرایط فشار یا چالش ذهنی، به شکل گسترده و گفت‌وگویی بازمی‌گردد.

همین مسئله در فلسفه‌ی امروز هم زنده است. مجموعه‌ی «گفتار درونی: صداهای تازه» که پیتر لنگلند-هسن و آگوستین ویسنته ویراستاری کرده‌اند، نشان می‌دهد که حتی درباره‌ی ماهیت گفتار درونی، اینکه دقیقاً از چه جنسی است و چه نسبتی با اندیشه دارد، هنوز بحث جدی میان پژوهشگران جریان دارد.

سکوت درون و فاصله‌ی یک کلمه

بسیاری گمان می‌کنند گفت‌وگوی درونی بی‌وقفه و همیشگی است. پژوهش‌های راسل هرلبرت تصویر متفاوتی نشان می‌دهد. او با روشی به نام نمونه‌برداری توصیفی از تجربه (Descriptive Experience Sampling) در لحظه‌هایی تصادفی از روز، از افراد می‌خواهد دقیقاً همان لحظه را توصیف کنند. در جمع‌بندی هرلبرت و همکاران، گفتار درونی به‌طور میانگین در حدود ۲۳ درصد لحظه‌های نمونه‌برداری‌شده گزارش شد؛ اما تفاوت میان افراد بسیار زیاد بود: از کسانی که در هیچ لحظه‌ای گفتار درونی نداشتند تا کسانی که در بیشتر لحظه‌ها داشتند. خود پژوهشگران هشدار می‌دهند که این میانگین را نباید به این معنا گرفت که «بیشتر مردم» ۲۳ درصد وقتشان با خود حرف می‌زنند.

پیام این یافته برای ما ساده است: تجربه‌ی درونی هرکس منحصر به خود اوست. شاید شما بیشتر با تصویر فکر کنید، شاید با احساس، شاید با کلمه. هیچ‌کدام «درست‌تر» نیست. آنچه اهمیت دارد، دیدن است.

اِتان کراس و همکارانش در هفت مطالعه (با مجموع ۵۸۵ نفر) بررسی کردند که اگر هنگام فکر کردن به یک موقعیت پرفشار، به‌جای «من» خودمان را با نام خود یا با ضمیر «تو» خطاب کنیم، چه رخ می‌دهد. نتیجه این بود که این تغییر کوچک زبانی، فاصله‌گیری از خود را بیشتر کرد. در موقعیت‌هایی مثل سخنرانی جلوی جمع، گروهی که این‌طور با خود حرف زده بودند، به ارزیابی داوران بیرونی عملکرد بهتری داشتند، پریشانی کمتری نشان دادند و پس از رویداد کمتر در نشخوار ذهنی فرو رفتند؛ همچنین موقعیت پیش رو را بیشتر «چالش» دیدند تا «تهدید».

دفعه‌ی بعد که پیش از یک گفت‌وگوی دشوار ذهنتان شلوغ شد، این را امتحان کنید:

  1. یک دقیقه مکث کنید و بنویسید صدای درونتان دقیقاً چه می‌گوید، با همان کلمات.
  2. همان را دوباره بنویسید، این بار با نام خودتان یا با «تو»: «مریم، تو نگرانی که حرفت شنیده نشود. چه چیزی برایت مهم است که گفته شود؟»
  3. ببینید چه تفاوتی می‌کند: در احساس، در وضوح، در کاری که حالا ممکن به نظر می‌رسد.

این تمرین جایگزین هیچ کمک تخصصی‌ای نیست؛ فقط راهی است برای دیدن صدایی که معمولاً نمی‌بینیمش.

روایت‌هایی که با خود تکرار می‌کنیم

زبان فقط ابزار گزارش دادن نیست؛ جایی است که در آن زندگی می‌کنیم. از همین زاویه، گفت‌وگوی درونی را می‌شود جور دیگری هم دید.

روایت یا حقیقت؟ گاهی می‌فهمیم چیزهایی که «حقیقت» می‌دانستیم، در واقع تفسیر بوده‌اند. بسیاری از جمله‌های درونی، مثل «من آدم این کار نیستم» یا «همیشه همین‌طور می‌شود»، شبیه گزارش واقعیت‌اند، اما روایت‌اند؛ روایت‌هایی تکرارشونده که شکل ثابتی از «بودن» را می‌سازند. پژوهش‌هایی که مرور کردیم درباره‌ی روایت چیزی نمی‌گویند. به گمان من، اما، دو یافته‌ی آن‌ها با این نگاه جور درمی‌آید: گفتار درونی ریشه در گفت‌وگوهای گذشته دارد، و می‌شود از آن فاصله گرفت.

اقدام گفتاری در درون: برخی جمله‌ها چیزی را گزارش نمی‌دهند، بلکه چیزی را می‌سازند؛ مثل قول. گفت‌وگوی درونی هم پر از همین جمله‌هاست: قول‌هایی که به خودمان می‌دهیم، حکم‌هایی که درباره‌ی خودمان صادر می‌کنیم. وقتی این‌ها دیده شوند، می‌شود انتخاب کرد که کدام را نگه داریم.

پرسیدن به‌جای سرزنش. وقتی سر قولی که به خودمان یا دیگران داده‌ایم نمی‌مانیم، صدای درون معمولاً سراغ سرزنش می‌رود. می‌شود به‌جای آن پرسید: چه کاری را تا چه زمانی انجام می‌دهم؟ حالا که نشد، چطور جبرانش می‌کنم؟ از این تجربه چه چیزی را عوض می‌کنم؟

این هفته وقتی صدای درونتان درباره‌ی خودتان حکمی داد، بایستید و بپرسید: این جمله را اول بار از چه کسی شنیدم؟ و اگر قرار بود امروز خودم آن را بگویم، چه می‌گفتم؟

این متن درباره‌ی تجربه‌ی روزمره‌ی گفت‌وگوی درونی است و جای کمک تخصصی را نمی‌گیرد. اگر صداهایی می‌شنوید که حس می‌کنید از شما نیستند، یا فکرهایی آزارنده و پیوسته زندگی‌تان را دشوار کرده، با یک روان‌شناس یا روان‌پزشک حرف بزنید. صدای مشاور بهزیستی با شماره‌ی ۱۴۸۰ و اورژانس اجتماعی با شماره‌ی ۱۲۳ در دسترس‌اند.

منابع

  • Alderson-Day, B., & Fernyhough, C. (2015). Inner speech: Development, cognitive functions, phenomenology, and neurobiology. Psychological Bulletin.
  • Baddeley, A. (2003). Working memory: Looking back and looking forward. Nature Reviews Neuroscience.
  • Fernyhough, C. (2004). Alien voices and inner dialogue: Towards a developmental account of auditory verbal hallucinations. New Ideas in Psychology.
  • Fernyhough, C. (2016). The voices within: The history and science of how we talk to ourselves. Basic Books.
  • Hurlburt, R. T., Heavey, C. L., & Kelsey, J. M. (2013). Toward a phenomenology of inner speaking. Consciousness and Cognition.
  • Kross, E., Bruehlman-Senecal, E., Park, J., Burson, A., Dougherty, A., Shablack, H., Bremner, R., Moser, J., & Ayduk, O. (2014). Self-talk as a regulatory mechanism: How you do it matters. Journal of Personality and Social Psychology.
  • Langland-Hassan, P., & Vicente, A. (Eds.). (2018). Inner speech: New voices. Oxford University Press.
  • Morin, A. (2005). Possible links between self-awareness and inner speech: Theoretical background, underlying mechanisms, and empirical evidence. Journal of Consciousness Studies.
  • Vygotsky, L. S. (1986). Thought and language. MIT Press.
بازدید: ۷۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.