
درگاه تحول چیست؟ پرسشها و پاسخها
یادگیری تحولآفرینشکایتهای پایدارپیشوایی
درگاه تحول کارگاهی ۲ روزه به همراه بخش پایانی عصرانه است، و اولین قدم از مسیری که در باشگاه زبانورزی نشا ساختهایم. این صفحه جواب پرسشهایی است که معمولاً پیش از ثبتنام، در تماسها و پیامها، از ما میپرسند؛ با همان سادگی که خودمان دوست داریم جواب بشنویم.
درگاه تحول چیست؟
متنی که برای معرفی درگاه تحول نوشتهایم این است: «کارگاهی ۲ روزه به همراه بخش پایانی عصرانه است که دسترسی شما به عالم تحول را فراهم میکند از طریق تمارین عملی، تجربه خود را از مواجه شدن با شکایتهای تکرار شوندهتان در زندگی، داستانهایی که در زندگیتان خلق و در آنها گیر کردهاید و مواجهه با آنچه به عنوان هویتتان ساختهاید، آنچه به آن تحول گفته میشود را تجربه کنید. نه از طریق حل کردن مسائل یا یادگرفتن راهحلهای تازه، بلکه از طریق دگرگونی و تحولی که در خودتان خلق میکنید.»
جمله بلند است، ولی سه چیز در آن هست که ارزش دارد جدا دیده شود. اول، شکایتهای تکرارشونده: همان گلایهای که ده سال است از همکار، همسر، پدر یا از خودتان دارید. دوم، داستانها: آنچه دربارهی اتفاقهای زندگیمان به خودمان گفتهایم و حالا در آن گیر کردهایم. سوم، هویت: آن «من» که از دل همین داستانها ساخته شده. درگاه تحول با این سه کار میکند، و آخر جمله میگوید با چه روشی: نه با حل مسئله.
هر کارگاه در نشا یک قول دارد. قول درگاه تحول را بیکموکاست میآوریم:
«در انتهای درگاه تحول، شما زبانورز هستید که با تحول آنچه به عنوان خودتان میشناسید، امکانهای جدیدی دارید که منشا گشایش در زندگی شماست.»
در این قول حرفی از شاد شدن، ثروتمند شدن یا حل شدن همهی مسائل نیست. حرف از زبان است، از آنچه شما «خودم» مینامید، و از امکان: چیزی که پیشتر در دسترستان نبود و حالا هست. استفاده کردن از آن با خود شماست.
زبانورز کسی است که میبیند بخش بزرگی از زندگیاش در زبان ساخته شده. در داستانهایی که دربارهی خودش و دیگران تعریف میکند، در شکایتهایی که سالها تکرار کرده، در جملههایی مثل «من آدمش نیستم» که دیگر شبیه جمله نیستند و شکل واقعیت پیدا کردهاند. زبانورز این جملهها را دوباره میشنود. وقتی شنیده شوند، میشود با آنها کاری کرد.
این چه فرقی با آموزش دارد؟
بیشتر کلاسهایی که در زندگی رفتهایم بر یک فرض ساخته شدهاند: چیزی هست که نمیدانی، ما یادت میدهیم، و بعد زندگیات بهتر میشود. این فرض برای یاد گرفتن زبان انگلیسی یا حسابداری خوب کار میکند. ولی برای الگویی که بارها برگشته، کمتر کار میکند. اگر دانستن کافی بود، کتابهایی که خواندهاید تا حالا کارشان را کرده بودند.
جملهای که دربارهی ورود به این مسیر نوشتهایم همین را میگوید: «ورود به عالم تحول نه از طریق دانستن بیشتر و انباشت بیشتر دانش و اطلاعات، بلکه از طریق تجربه اول شخص و زیسته و انجام تمارین عملی درون زندگی امکان پذیر میشود.»
یک تمایز ساده کمک میکند. تغییر معمولاً از گذشته میآید: میبینیم چه چیزی خراب بود و تلاش میکنیم بهترش کنیم. تحول، در زبانی که ما به کار میبریم، یعنی دیدن چیزی که تا حالا دیده نمیشد، آنقدر که خود صحنه عوض شود. اولی بیشتر از همان است. دومی چیز دیگری است. درگاه تحول دربارهی دومی است.
یک فرق دیگر هم هست. در آموزش، تماشاچی بودن اشکالی ندارد؛ میشود نشست، گوش داد و یادداشت برداشت. در درگاه تحول تمایزی داریم میان تماشاچی، کسی که بیرون گود ایستاده، و کسی که درون گود است. کارگاه طوری طراحی شده که شما درون گود باشید. این کار گاهی ناراحتکننده است، و معمولاً همانجاست که چیزی تازه دیده میشود.
من اینجا چه میکنم؟
بیشتر وقت کارگاه صرف سه کار میشود: گوش دادن، تمرین، و حرف زدن از تجربهی خودتان.
گوش دادن یعنی شنیدن تمایزهایی که کارگاه معرفی میکند، مثلاً فرق میان آنچه اتفاق افتاد و داستانی که دربارهاش ساختیم. این تمایز ساده به نظر میرسد. ولی وقتی روی یکی از ماجراهای زندگی خودتان امتحانش کنید، معمولاً معلوم میشود که آن دو را سالها یکی میدانستید.
تمرین یعنی کارهایی که در طول کارگاه و میان جلسهها انجام میدهید: نوشتن، گفتوگو با همگروهیها، و گاهی تماس با کسی در زندگی واقعیتان. تمرینها را کسی نمره نمیدهد. ولی کسی که فقط دربارهی تمرین فکر کند و انجامش ندهد، تجربهی دیگری خواهد داشت؛ این را در یکی از پرسشهای روزانهمان هم آوردهایم.
حرف زدن یعنی وقتی آمادهاید، تجربهتان را با جمع در میان بگذارید. هیچکس مجبور نیست. ولی گفتن با فکر کردن فرق دارد. ماجرایی که سالها فقط در ذهن خودتان مرور شده، وقتی بلند گفته میشود و کسی آن را میشنود، دیگر همان ماجرا نیست؛ فاصلهای پیدا میکند که پیشتر نداشت.
پیش از جلسهها هم کاری هست. یکی از اعضای تیم، که در نشا تجربهبان مینامیمش، فهرستی از مسئلههایی را که با خودتان میآورید جمع میکند تا کسی که کارگاه را پیش میبرد بداند با چه چیزهایی سروکار دارد. لازم نیست این فهرست کامل یا مرتب باشد. همین که چند جمله دربارهی جایی که گیر کردهاید بنویسید، کافی است.
یک تمایز دیگر هم احتمالاً در همین روزها به گوشتان میخورد: اصالت. بیشترمان فکر میکنیم آدمهای اصیلی هستیم، و در خیلی از موقعیتها هستیم. ولی در بعضی موقعیتها، جایی که میخواهیم خوب به نظر برسیم یا حق به جانب باشیم، هماهنگ نیستیم، و معمولاً همین را نمیبینیم. کارگاه جای سرزنش این ناهماهنگی نیست. جای دیدنش است، چون تا دیده نشود، چیزی برای انتخاب کردن وجود ندارد.
دو روز و یک عصر چطور میگذرد؟
درگاه تحول آنلاین و در بستر نشا برگزار میشود. سه مواجهه در کار است و هر کدام زمین خودش را دارد.
روز اول با جهتگیری شروع میشود: کارگاه چطور کار میکند و چه توافقهایی میان ما هست. بعد به تمایز داستان و واقعیت میرسیم، به اینکه تفسیرهای ما چطور واقعیتی را میسازند که در آن زندگی میکنیم، و به این توهم که «من همان گذشتهام هستم». در همین روز با شکایتهای تکرارشونده کار میکنیم: شکایتی که با خودش چیزی پنهان میآورد، مثل حق به جانب بودن یا در امان ماندن، و هزینهای هم دارد که معمولاً نمیبینیم.
روز دوم به هویت میپردازد. با توهم «یک روزی» شروع میکنیم؛ اینکه امکان همیشه جایی در آینده است. بعد به آن «خود»ی میرسیم که از دل داستانها شکل گرفته و حالا از ما دفاع میکند، و همزمان جلوی ما را میگیرد. در این روز دربارهی رابطهی آزادی و اضطراب هم حرف میزنیم.
بخش پایانی عصرانه برای این است که گذشته در جای خودش، یعنی در گذشته، قرار بگیرد و از امکان طراحی کنیم، نه از شرایط. اینجا فرق تغییر و تحول روشنتر میشود، و اینکه گسستها، لحظههایی که کارها طبق برنامه پیش نمیروند، چطور میتوانند راه تحقق یک امکان باشند.
یک قاعده را از همین حالا بدانید: حضور در نیم ساعت اول جلسهی اول لازم است. اگر غایب باشید، امکان ادامهی حضور از دست میرود. این قاعده سختگیرانه به نظر میرسد، ولی از جنس همان «درون گود بودن» است.
برای چه کسی نیست؟
درگاه تحول درمان نیست و جایگزین رواندرمانی، مشاورهی بالینی یا دارو نمیشود. اگر این روزها با افسردگی شدید، فکر آسیب به خود یا بحرانی جدی روبهرو هستید، اولویت با کمک تخصصی است. در ایران میتوانید با صدای مشاور بهزیستی، شمارهی ۱۴۸۰، یا اورژانس اجتماعی، شمارهی ۱۲۳، تماس بگیرید. بعدها، اگر خواستید، اینجا هم هست.
برای کسی هم نیست که دنبال مدرک است. درگاه تحول گواهی نمیدهد و قرار هم نیست بدهد. پایان کارگاه زبانورز بودن است، نه فارغالتحصیلی با گواهی مهارت. آنچه با خودتان میبرید روی کاغذ نیست؛ در شیوهای است که فردا صبح به همان شکایت قدیمی گوش میدهید.
و برای کسی که آمده ببیند و قضاوت کند، بیآنکه بخواهد چیزی را امتحان کند، احتمالاً تجربهی کمی به همراه دارد. اشکالی هم ندارد. فقط شاید الان وقتش نباشد.
کسانی که معمولاً میآیند، از بیرون اوضاعشان بد نیست. کار دارند، خانواده دارند، کتاب خواندهاند. ولی جایی در زندگی حس میکنند به سقفی خوردهاند که با تلاش بیشتر بالا نمیرود. اگر بارها برنامه ریختهاید و همان الگو دوباره برگشته، شاید مسئله کمکاری نیست. شاید مسئله جایی است که از آن نگاه میکنید.
بعد از درگاه چه؟
درگاه تحول اولین قدم است. مسیر عمومی نشا سه کارگاه دارد و هیچکدام از گامهای بعدی اجباری نیست.
| گام | کارگاه | محور |
|---|---|---|
| ۱ | درگاه تحول | ورود به عالم تحول؛ دیدن شکایتها، داستانها و هویتی که از آنها ساخته شده |
| ۲ | آوردگاه تحول | طراحی و زیستن آیندهای که خودتان خلق میکنید، نه آیندهای که از گذشته ادامه پیدا میکند |
| ۳ | روشنگاه پیشوایی | پیشوا بودن، و ورزش مؤثر پیشوایی بهعنوان ابراز طبیعی شما |
قول آوردگاه تحول این است: «قول میدهم که از آوردگاه به عالَمی نو قدم خواهید گذاشت به طوری که "خود" و "زندگی" خلقشدهای دارید که عملاً خودتان آن را نگاشتهاید.» این قول روی چیزی بنا میشود که در درگاه تحول دیدهاید. نقشهی کامل را در صفحهی مسیر تحول در باشگاه نشا گذاشتهایم.
بعضیها بعد از درگاه تحول مدتی صبر میکنند و آنچه را دیدهاند در زندگی روزمره امتحان میکنند. بعضیها زودتر ادامه میدهند. هر دو راه مشروع است.
از کجا شروع کنم؟
با یک تماس. هر شرکتکننده پیش از کارگاه یک تماس پیشواز دارد، و بدون این تماس حضور در کارگاه ممکن نیست. در این گفتوگو روشن میکنیم که از درگاه تحول چه دستاوردی میخواهید. تماس پیشواز فروش نیست و آزمون هم نیست. فرصتی است که بشنویم با چه چیزی میآیید و شما بشنوید این کارگاه چه هست و چه نیست. اگر در این گفتوگو روشن شود که الان وقتش نیست، همین هم نتیجهی خوبی است.
پیش از آن هم میتوانید یک آزمون ساده را روی خودتان امتحان کنید. شکایتی را که بیشتر از همه تکرار میکنید روی کاغذ بنویسید. بعد از خودتان بپرسید این جمله چند سال است همراهتان است. اگر جواب از سه سال بیشتر بود و هنوز همانقدر درست به نظر میرسد، شاید ارزشش را داشته باشد که یک بار، کنار دیگران، از نزدیک به آن نگاه کنید.
قدم بعدی
تاریخهای برگزاری درگاه تحول و فرم درخواست تماس پیشواز را در صفحهی درگاه تحول ببینید. اول گفتوگو میکنیم، بعد تصمیم با شماست.
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.