پرش به محتوای اصلی
راهبر شدن از نگاه وارن بنیس

راهبر شدن از نگاه وارن بنیس

وارن بنیسپیش‌وایی

نوشته شده در:

«مدیر کار را درست انجام می‌دهد؛ راهبر کار درست را انجام می‌دهد.» این جمله را در اسلایدها و نقل‌قول‌ها بارها دیده‌ایم و به وارن بنیس و کتابش در ۱۹۸۹ نسبت می‌دهند. به ترجمه‌ی ما، عنوان آن کتاب «راهبر شدن» است.

حدود بیست سال بعد از همان کتاب، نویسنده‌ی یک وب‌نوشت از بنیس درباره‌ی این تمایز پرسید. جواب را همان وب‌نوشت نقل کرده است و ما آن را دست‌دوم می‌خوانیم: راهبرانی که می‌شناسم و از همه بهترند، هم راهبرند هم مدیر.

وارن بنیس در کتاب راهبر شدن فهرستی بلند از تفاوت‌های مدیر و راهبر نوشت، ولی بعدها گفت که کتابش نقش مدیر را کم‌رنگ کرده است. این دو جمله کنار هم می‌پرسند: مدیر و راهبر دو نوع آدم‌اند یا دو کارکرد؟

پرسش: نوع آدم یا کارکرد؟

پرسش ما همین است. اگر «راهبر» و «مدیر» دو نوع آدم باشند، باید بتوان کسی را برچسب زد و به یکی از دو دسته فرستاد. اگر دو کارکرد باشند، یک نفر می‌تواند هر دو را داشته باشد و فهرست تفاوت‌ها نقشه‌ی کار است و نه دسته‌بندی آدم‌ها.

برای پاسخ سه منبع داریم. نخست خود بنیس در ۱۹۸۹، که فهرستش را از گزیده‌ای می‌خوانیم که یک شرکت مشاوره از کتاب منتشر کرده و چند اسلاید دانشگاهی. دوم بنیس در ۲۰۰۹ از طریق همان وب‌نوشت. سوم هنری مینتسبرگ، که در یک مصاحبه با طرح «مدیریت در برابر راهبری» مخالفت کرده است.

خود کتاب ۱۹۸۹ را در دست نداشتیم. به همین دلیل نقل‌های ما از گزیده‌های منتشرشده است و شماره‌ی صفحه نمی‌دهیم. بقیه‌ی نقل‌ها را هم به ترجمه‌ی ما می‌آوریم.

بنیس کیست؟

دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در اطلاعیه‌ی درگذشتش می‌نویسد او در سی‌ویکم ژوئیه‌ی ۲۰۱۴ در لس‌آنجلس و در ۸۹ سالگی درگذشت. بنیس در ۱۹۷۹ به این دانشگاه پیوست و در دانشکده‌ی مدیریت کسب‌وکار تدریس کرد. به نوشته‌ی همین اطلاعیه، تقریباً سی کتاب درباره‌ی مدیریت، نظریه‌ی سازمان و راهبری نوشت.

کتاب راهبر شدن را دانشگاه از پرفروش‌ترین کارهای او و اثری ماندگار در این حوزه می‌نامد. این ارزیابی خود دانشگاه است و ما مستقل بررسی‌اش نکرده‌ایم.

اطلاعیه نقل می‌کند که بنیس باور داشت راهبری آموختنی نیست اما می‌شود آن را «گرفت»؛ این باور بعداً در بخش «خود شدن» به کار ما می‌آید.

فهرست مشهور

مقدمه‌ی فهرست جمله‌ای است که کمتر نقل می‌شود. بنیس می‌نویسد او تفاوت‌های راهبر و مدیر را از جنس تفاوت کسانی می‌داند که زمینه را مهار می‌کنند و کسانی که تسلیمش می‌شوند. در گزیده‌ای که خواندیم این قید پیش از فهرست آمده و فهرست بر پایه‌ی آن معنا می‌گیرد.

چند ردیف از فهرست، به ترجمه‌ی ما: مدیر اداره می‌کند، راهبر نوآوری می‌کند. مدیر روی سیستم و ساختار تمرکز دارد، راهبر روی آدم‌ها. مدیر به کنترل تکیه می‌کند، راهبر اعتماد برمی‌انگیزد. مدیر می‌پرسد چه‌طور و کی، راهبر می‌پرسد چه و چرا. مدیر وضع موجود را می‌پذیرد، راهبر به چالشش می‌کشد.

آخرین ردیف همان است که در آغاز نوشته گفتیم: مدیر کار را درست انجام می‌دهد، راهبر کار درست را. تعداد ردیف‌ها را نمی‌گوییم، چون منابع ما در شمارش‌شان هم‌خوان نیستند و یکی از اسلایدها ردیفی دارد که گزیده‌ی دیگر ندارد. همه‌ی ردیف‌ها از دو متن ثانویه آمده است و به متن چاپی نرسیده‌ایم.

بنیس در ۲۰۰۹

وب‌نوشتی در ۲۰۰۹ می‌گوید نویسنده‌اش از بنیس درباره‌ی این تمایز پرسیده و جواب او را نقل می‌کند. به ترجمه‌ی ما، بنیس گفته است ناخواسته و بی‌قصد، کتاب ۱۹۸۹ او بر نقش مدیران مؤثر و نیاز به آنها تأکید نمی‌کند.

او تمایز را کنار نگذاشته است. در همان نقل می‌گوید زمانی که درباره‌ی تفاوت‌ها می‌نوشت، فکر می‌کرد بیشتر سازمان‌ها کم‌راهبر و پرمدیر هستند. و می‌گوید راهبرانی که می‌شناسد و از همه بهترند هم راهبرند و هم مدیر. قطبی شدن بر سر این دوگانه را هم «خطای دوگانه‌ی کاذب» می‌نامد که بی‌معناست.

این نقل از وب‌نوشت است و جمله‌ی چاپی نیست. برای همین آن را قطعی‌تر از آنچه هست نمی‌خوانیم.

نقد مینتسبرگ

هنری مینتسبرگ، پژوهشگر مدیریت، در مصاحبه‌ای در ۲۰۰۹ می‌گوید نمی‌خواهد تمرکز بر «مدیریت در برابر راهبری» باشد. به ترجمه‌ی ما، او می‌خواهد مردم بفهمند راهبری از مدیریت بهتر نیست.

به نظر او راهبری یکی از مؤلفه‌های مدیریت است و دو چیز جدا نیست. به باور مینتسبرگ، دیدگاه خودشیفته‌ی راهبری سازمان‌ها را از ریل خارج کرده است. این داوری شخصی مینتسبرگ است و ما فقط نقلش می‌کنیم.

بنیس در ۲۰۰۹ تمایز را معتبر می‌دانست و مینتسبرگ نمی‌خواهد تمرکز بر آن باشد. با این حال هر دو از قطبی کردن «راهبر» و «مدیر» دوری می‌کنند.

راهبر شدن و خود شدن

اگر فهرست را کنار بگذاریم، هسته‌ی کتاب جمله‌ای است که در مقدمه آمده: راهبر شدن در نهایت با خود شدن یکی است. بنیس فرض می‌کند راهبران کسانی هستند که می‌توانند خود را کامل بیان کنند.

او راهبران را «ساخته‌شده» می‌داند و نه زاده‌شده، و می‌گوید بیشتر به دست خودشان ساخته می‌شوند تا هر عامل بیرونی. کلید بیان کامل خود را فهمیدن خود و جهان می‌داند و کلید فهمیدن را یادگرفتن از زندگی و تجربه‌ی خود. گزیده‌ای که خواندیم آخر هم می‌گوید خودآگاه بودن جدا کردن آنچه هستی و آنچه می‌خواهی باشی از آنچه جهان فکر می‌کند هستی یا می‌خواهد باشی.

بنیس و همکارش در ۲۰۰۲ مقاله‌ای دارند به نام «بوته‌های آزمایش راهبری». به گفته‌ی نویسندگان، توانایی معنا یافتن در رویدادهای منفی و درس گرفتن از سخت‌ترین شرایط از معتبرترین نشانگرهای راهبری است. این ادعای خودشان است و داده‌های آن را ندیده‌ایم. ترجمه‌ی فارسی مقاله را در بوته‌های آزمایش پیش‌وایی آورده‌ایم، و مقدمه‌ای بر پیش‌وا بودن هم به همین موضوع می‌پردازد.

پاسخ موقت

پاسخ ما این است، و نشانه‌ی «تفسیر ما» را دارد: «دو نوع آدم» نه، «دو کارکرد که یک نفر می‌تواند هر دو را داشته باشد» بله. این را خود بنیس در ۲۰۰۹ و مینتسبرگ به شکل دیگری می‌گویند و ما نتیجه‌ی تازه‌ای نیاورده‌ایم.

اما «خود شدن» پرسش دیگری باز می‌کند. فهرست مشهور خودش با قید «مهار کردن زمینه یا تسلیم شدن به آن» آغاز می‌شود. یعنی پرسش اصلی بنیس، دست‌کم در مقدمه‌ی فهرست، نسبت آدم با زمینه‌اش است و برچسب‌زدن به آدم‌ها نیست.

هیچ‌کدام از این‌ها دستور کار یا وعده‌ی نتیجه نیست. فقط می‌خواهیم جمله‌ی مشهور را با آنچه نویسنده‌اش بعدها گفت کنار هم بگذاریم. و اگر راهبر شدن همان خود شدن است، از کجا بفهمیم که خودمان را بیان می‌کنیم و نه نقشی را که از ما خواسته‌اند؟

منابع

  • Bennis, W. (1989). On Becoming a Leader. Addison-Wesley.
  • Bennis, W., & Thomas, R. J. (2002). Crucibles of leadership. Harvard Business Review.
  • Stewart, S. (2014). In memoriam: Warren Bennis, 89. USC Today.
  • McKinney, M. (2009). Leaders vs managers: A false dichotomy. LeadershipNow.
  • Dearlove, D., & Crainer, S. (2009). Henry Mintzberg on leadership vs management. Management-Issues.
بازدید: ۳۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.