
این حرفه از کجا آمد؟ تاریخچهی مربیگری (کوچینگ) از زمین تنیس تا تحول
مربیگریورنر ارهاردیادگیری تحولآفرینوجودیگفتوگوپرسش
در ۱۹۹۵، مردی که در نیمهی دوم دههی ۱۹۸۰ در بخش حسابداری شرکت ورنر ارهارد کار کرده بود، سرمایهی اولیهی فدراسیون بینالمللی مربیگری را فراهم کرد؛ نهادی که در آغاز برای دانشآموختگان مدرسهی خود او ساخته شد. سه سال پیش از آن، همان مرد مدرسهای برای آموزش مربیگری (کوچینگ) ساخته بود. نامش تامس لئونارد بود، و ماجرای او فقط یکی از رشتههای تاریخچهی این حرفه است.
ویکی براک این ماجرا را از دل گفتوگو با بیش از ۱۷۰ نفر از پیشکسوتان این حرفه بیرون کشیده است. اما پیش از رسیدن به لئونارد، باید به زمین تنیس برگشت.
از زمین تنیس تا سانفرانسیسکو
یانیک یاکوب در کتابش دربارهی مربیگری از نگاه فلسفهی وجودی، تاریخچهای فشرده از این حرفه میآورد. به گفتهی او، ریشههای مربیگری پیچیدهاند و به ورزش، فلسفه، روانشناسی، آموزش و مدیریت برمیگردند، اما گام مهمی در دههی ۱۹۷۰ برداشته شد.
به روایت یاکوب، تیموتی گالوی، که مربی تنیس بود، دید بازیکنانش از یک سطح مهارت به بعد سختترین نبردشان را با حریف آن طرف تور ندارند؛ با ذهن خودشان دارند. او از همینجا روشی ساخت که نامش را «بازی درونی» گذاشت: مربی باید فضایی بسازد تا بازیکن به آنچه درونش میگذرد گوش بسپارد و در اوج توانش بازی کند. همین گوش سپردن به درون، خویشاوند دوری است با آنچه در گوش دادن از آن گفتیم.
رشتهی دوم کمتر گفته میشود. براک مینویسد لئونارد در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در منطقهی سانفرانسیسکو بزرگ شد، همانجا که ارهارد برنامهی تحولیاش را بنیان گذاشت، و از جوانی با اصول جنبش رشد انسانی آشنا شد. در نیمهی دوم دههی ۱۹۸۰ در بخش حسابداری شرکت ارهارد کار کرد، و به گفتهی براک، همانجا بود که نخستین بار با مفهوم مربیگری روبهرو شد.
خود ارهارد و اندیشهاش موضوع ورنر ارهارد است. اینجا فقط سهم او در یک زنجیره مهم است: محیطی که بعضی از نخستین سازندگان این حرفه از آن بیرون آمدند.
دو مدرسه، یک حرفه
لورا ویتورث، که پیشتر حسابدار بود، به روایت براک در ۱۹۸۷ در سمینارهای ارهارد شرکت کرد و بعد خواست در شرکت او کار کند. خودش به براک گفته است کسی که او را در بخش حسابداری استخدام کرد، لئونارد بود. لئونارد در ۱۹۸۸ از آن شرکت رفت تا کار خودش را راه بیندازد، و ویتورث هم تا پایان همان سال رفت.
در ۱۹۹۲ هر دو مدرسهی خودشان را داشتند: لئونارد مدرسهای برای آموزش مربیگری ساخت، و مؤسسهی آموزش مربیان با نخستین کارگاه ویتورث و هنری کیمزیهاوس متولد شد. ویتورث در ۱۹۹۴ در راهاندازی یک انجمن حرفهای نقش داشت، و لئونارد در ۱۹۹۵ سرمایهی اولیهی فدراسیون بینالمللی مربیگری را داد که، به گفتهی براک، در آغاز انجمنی برای دانشآموختگان مدرسهاش بود.
براک مینویسد هر دو از نظر مفهومی از ارهارد اثر گرفته بودند، ولی شباهتشان همانجا تمام میشد. لئونارد بخش زیادی از زبان و نگاه شرکت ارهارد را به برنامهی آموزشیاش برد. ویتورث برعکس، هر کاری کرد تا مربیگریاش آن حالت تحمیلی را که در شرکت ارهارد داشت پیدا نکند؛ نگاه کارل راجرز را آورد و تمایز میان «پیدا کردن» پاسخ و «دادن» پاسخ را پیش کشید.
به روایت یاکوب، حدود بیست سال بعد از گالوی، جان ویتمور مربیگری را به محیط کار برد و در کتابی که در ۱۹۹۲ منتشر شد، پرکاربردترین مدل فرایندی این حرفه را پیش گذاشت: مدل «گرو». بهجای شروع از مشکل و کمبود، کار با هدف شروع میشود، بعد واقعیت کنونی، بعد گزینهها، و در آخر راهی روشن برای پیش رفتن.
یاکوب تعریف ویتمور را هنوز از پرکاربردترین تعریفها میداند و آن را نقل میکند: گشودن توان یک نفر برای اینکه بیشترین کارایی خودش را داشته باشد؛ کمک به او برای یاد گرفتن، نه یاد دادن به او.
نقد، و آنچه امروز معنا دارد
یاکوب دربارهی وضع امروز صریح است. به گفتهی او، مربیگری حرفهای است که تا حد زیادی ضابطه ندارد؛ عنوان آن محافظتشده نیست و هر کسی میتواند خودش را مربی بنامد. حتی در پژوهشهای دانشگاهی هم تعریفها بسیار متفاوتاند؛ به تعبیر او، اگر از صد مربی بپرسید مربیگری چیست، احتمالاً صد جواب متفاوت میشنوید.
نگاه وجودی خود او، هدف را کنار نمیگذارد ولی زیرش را میکاود. یاکوب این نوع مربیگری را جایی برای اندیشیدن و کاوش وضع انسانی در بافت یک هدف مشخص میداند؛ جایی برای دیدن نقطههای کور، خلق امکان و انتخاب بیشتر، و زندگی اصیلتر با وجود اضطراب ناگزیر هستی. مثالش کسی است که برای مدیریت زمان و ورزش بیشتر میآید و در میانهی کار میبیند مانع اصلی، کاری است که برایش معنایی ندارد؛ آنوقت باید انتخاب کند که رفتارش را عوض کند یا سراغ ریشه برود.
اینجا دو رشتهی تاریخچه به هم میرسند. یکی میپرسد چطور به هدف برسیم. دیگری میپرسد از کجا به هدف نگاه میکنیم. این پرسش دوم همان چیزی است که در یادگیری تحولآفرین دنبالش کردیم: تحول در خود جایی که از آن میبینیم، نه فقط در آنچه به دست میآوریم.
اگر بخواهید ادامه دهید:
- مقالهی ویکی براک دربارهی لئونارد و ویتورث: نزدیکترین روایت از سالهای آغاز، بر پایهی گفتوگو با کسانی که آنجا بودند.
- فصل اول کتاب یانیک یاکوب: تاریخچهی فشرده، تعریفها و مرزهای مربیگری، و اینکه نگاه وجودی چه چیزی به آن اضافه میکند.
- صفحهی ورنر ارهارد: برای کسی که میخواهد بداند آن محیط سانفرانسیسکو چه بود.
منابع
- Brock, V. (2009). Coaching pioneers: Laura Whitworth and Thomas Leonard. International Journal of Coaching in Organizations.
- Jacob, Y. (2019). An introduction to existential coaching: How philosophy can help your clients live with greater awareness, courage and ownership. Routledge.
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.