
آیندهی خلقشده و گشودن یک عالَم تازه
اقدامهای گفتاریهستیشناسیورنر ارهاردپیشوایی
دو جمله را کنار هم بگذارید: «احتمالاً سال آینده فروشمان ده درصد بیشتر میشود» و «تا سال آینده، هیچ خانوادهای در این محله بیسرپناه نمیماند». اولی پیشبینی است؛ از گذشته به آینده خط میکشد. دومی چیز دیگری است؛ از هیچ روند گذشتهای بیرون نمیآید. آیندهای از این نوع پیشبینی نمیشود؛ خلق میشود.
بیشتر برنامهریزیهای ما بر پایهی آیندهای است که میشود آن را «آیندهی پیشفرض» نامید: آنچه اگر همهچیز همینطور ادامه پیدا کند، رخ خواهد داد. استیو زافرون و دیوید لوگان، که در سه قانون عملکرد از کارشان گفتیم، استدلال میکنند که این آیندهی پیشفرض، بیآنکه متوجه باشیم، شکل امروزمان را تعیین میکند. قانون سوم آنها میگوید زبان آیندهمحور چگونگیِ بافتهشدن موقعیتها را برای آدمها تغییر میدهد.
زبان آیندهمحور همان جملهی دوم است: تعهدی که بر پایهی شواهد گذشته نیست. امکانی تازه را اعلام میکند و از همان لحظه، معنای امروز را عوض میکند.
گشودن یک عالَم
چارلز اسپینوزا، فرناندو فلورس و هیوبرت دریفوس در کتاب Disclosing New Worlds به سراغ کارآفرینان، کنشگران مدنی و جنبشهای اجتماعی رفتهاند تا ببینند آدمها چطور شیوهی دیدن و عمل کردن یک جامعه را عوض میکنند. به گفتهی آنها، این تغییرها معمولاً با یک «ناهنجاری» شروع میشوند: چیزی که با روال عادی جور درنمیآید و بیشتر آدمها از کنارش میگذرند.
کسی که عالَمی تازه میگشاید، کسی است که با این ناهنجاری میماند، به جای اینکه آن را نادیده بگیرد. آنها سه شیوه برای این گشایش برمیشمارند: صورتبندی دوبارهی معنایی که نیمهفراموش شده، انتقال یک عمل از یک حوزه به حوزهای دیگر، و پیکربندی دوبارهی کل یک حوزه حول عملی که تا دیروز حاشیهای بود.
یکی از نمونههای کتاب، جنبش «مادران علیه رانندگی در حالت مستی» در آمریکاست. دههها، کشته شدن کسی به دست رانندهی مست، حادثهای ناگوار و تقریباً اجتنابناپذیر به حساب میآمد؛ نتیجهی جانبی و تأسفبار نوشیدن در جمع، که با جریمهای سبک تمام میشد. این جنبش این ماجرا را از «حادثه» به «جرمی قابل پیشگیری» بدل کرد. چیزی که عوض شد فقط قانون نبود؛ شیوهای بود که کل جامعه این رویداد را میدید.
این همان چیزی است که «گشودن عالَم» مینامند. مسئلهای درون چارچوب موجود حل نمیشود؛ خود چارچوبی که مسئله در آن معنا پیدا میکند تغییر میکند.
ریشهها و مقیاس روزمره
دریفوس در شرح خود از هایدگر توضیح میدهد که ما همیشه درون «عالَمی» از معناها و کاربردها زندگی میکنیم، و این عالَم معمولاً برایمان نامرئی است، مثل چکشی که تا وقتی درست کار میکند، به آن توجه نمیکنیم. فقط وقتی چیزی خراب میشود یا جور درنمیآید، عالَم برای لحظهای پیدا میشود. آیندهی خلقشده از همین لحظه استفاده میکند: به جای اینکه فوراً روال عادی را برگردانیم، میپرسیم چه امکانی اینجا پیدا شده.
این فقط کار جنبشهای بزرگ نیست. اسپینوزا و همکارانش دقیقاً بر «تاریخسازی روزمره» تأکید میکنند؛ تاریخسازی در کسبوکار، سیاست و همبستگی. به گمان من همین منطق در مقیاس کوچک هم کار میکند: خانوادهای که تصمیم میگیرد شامها را به گفتوگو اختصاص دهد، تیمی که شکست را به جای پنهان کردن روی میز میگذارد، و معلمی که رابطهاش با شاگردان را از کنترل به همراهی عوض میکند. همهی اینها عالَمهای کوچکیاند که گشوده میشوند.
اگر آیندهی پیشفرض بیصدا امروز ما را شکل میدهد، اولین قدم شاید این باشد که آن را بشنویم: اگر همهچیز همینطور ادامه پیدا کند، پنج سال دیگر کجا هستم؟ و اگر پاسخ را دوست نداشتیم، پرسش بعدی سختتر است: چه آیندهای را حاضرم اعلام کنم، بیآنکه گذشته ضمانتش را کرده باشد؟
منابع
- Dreyfus, H. L. (1991). Being-in-the-world: A commentary on Heidegger's Being and Time, Division I. MIT Press.
- Spinosa, C., Flores, F., & Dreyfus, H. L. (1997). Disclosing new worlds: Entrepreneurship, democratic action, and the cultivation of solidarity. MIT Press.
- Zaffron, S., & Logan, D. (2009). The three laws of performance: Rewriting the future of your organization and your life. Jossey-Bass.
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.