
چرا تصمیمگیری اینقدر سخت است؟
روی میز دو نامه است. یکی از جایی در شهر خودتان، کنار خانواده و دوستانی که سالها میشناسید. یکی از جایی دور، با کاری که همیشه آرزویش را داشتهاید. هفتهی بعد، فقط یک نامه روی میز مانده است، و آن که رفته، حالا بیشتر از قبل فکرتان را مشغول میکند.
تصمیمگیری سخت اغلب این شکل را دارد: انتخاب میان خوب و بد نیست؛ میان دو چیز است که هر دو را میخواهید. یانیک یاکوب، که دربارهی مربیگری از نگاه فلسفهی وجودی نوشته است، میگوید انتخابهای مهم یا دشوار معمولاً به آنچه برایمان مهم است گره خوردهاند: به جهانبینی، باورها و ارزشهایمان. دشواری تصمیم هم اغلب از خواستهها یا نیازهایی میآید که با هم در تعارضاند.
فرض این است: هر دو پیشنهاد واقعیاند، هر دو مهلت یکهفتهای دارند، و هیچکدام بعد از مهلت برنمیگردد. هیچ اطلاعات تازهای هم قرار نیست برسد. هر چه هست، همین است که میدانید.
نسخهی اول: یکی را انتخاب میکنید
نامهی شهر دور را میپذیرید. شب اول خوشحالید. شب سوم، بیدلیل، به خیابانهای آشنای شهر خودتان فکر میکنید.
این نسخه سرچشمهی اولی را نشان میدهد که یاکوب برای اضطراب تصمیم برمیشمارد: هر انتخاب امکانهای دیگر را کنار میگذارد.
مثال خود او رابطهی عاطفی است. با انتخاب یک شریک، دیگران را کنار گذاشتهایم، و حتی اگر خیلی خوشحال باشیم، هرگز نمیفهمیم که شاید با کس دیگری خوشحالتر میشدیم. این عدم قطعیت چیزی است که همه باید با آن زندگی کنند.
همینجا وسوسهای آشنا سر میرسد: پوشاندن این ناآرامی با باوری قطعی. «قسمت این بود.» «از اول برای هم ساخته شده بودیم.» یاکوب این میل را قابلفهم میداند و یادآوری میکند که کییرکگور از «پرش ایمان» گفته است: جلو رفتن با شجاعت، با وجود تردید و ناراحتی. فرق این دو ظریف است. یکی تردید را انکار میکند، دیگری با آن راه میرود.
نسخهی دوم: هیچکدام را جواب نمیدهید
این بار نامهها را کنار میگذارید. هر روز میگویید فردا. مهلت میگذرد و هر دو در بسته میشوند.
بهظاهر تصمیمی نگرفتهاید. اما این نسخه سرچشمهی دوم را نشان میدهد: مسئولیت. یاکوب مینویسد همین که انتخاب میکنیم، مسئول پیامد کارها، و نکردنهایمان، هستیم، و خیلیها برای فرار از همین مسئولیت از تصمیم گرفتن طفره میروند. نتیجهاش میتواند تعلل، بیانگیزگی، فشار روانی و حتی بحران شخصی باشد. مثال او کسی است که کارش را برای کار آزاد رها نمیکند. خواستنش کم نیست؛ نمیخواهد حقوق ثابت و امنیتش را به خطر بیندازد، نگران کسانی است که به او وابستهاند، یا بخشیدن خودش برای اشتباه برایش سخت است.
تندی این نسخه در یک چیز است: نامهها بیجواب نماندند. جواب داده شد، فقط با سکوت. یاکوب، با اشاره به تعبیر سارتر که انسان «محکوم به آزادی» است، میگوید انتخاب نکردن هم خودش یک انتخاب است؛ ما نمیتوانیم انتخاب نکنیم. مسئولیت بدون مقصر، همان که در [منشا بودن](/b/17-being-the-source) آمده، از همینجا شروع میشود.
نسخهی سوم: میپذیرید و فردا پشیمان میشوید
نامهی شهر خودتان را میپذیرید. فردا صبح زنگ میزنید به آن یکی: «اگر هنوز جا هست، میآیم.» فرض کنیم هنوز جا هست.
این نسخه شاید غافلگیرکنندهترین باشد. یاکوب میگوید اگر راهی را انتخاب کنیم، دیگر هرگز نمیتوانیم همان راه را «در این لحظه» دوباره انتخاب کنیم. ممکن است نظرمان عوض شود و راه دیگر را برگزینیم، ولی حتی اگر تقریباً بیدرنگ هم باشد، هرگز مثل این نیست که آن را از اول و بیدرنگ برگزیده بودیم. کسی که فردا به شهر دور میرود، همان کسی نیست که دیروز بیتردید میرفت. با خودش یک «نه» و یک «برگشتم» میبرد.
پس حتی برگشت هم بیهزینه نیست. راهی که امروز نرفتید، فردا هم همان راه نخواهد بود.
آنچه سه نسخه کنار هم نشان میدهند
در هر سه نسخه چیزی از دست رفت: در اولی امکانِ دیگر، در دومی هر دو امکان، در سومی آن بیتردیدیِ اول. اینجا تصمیمگیری سخت دیگر مسئلهی پیدا کردن گزینهی بیهزینه نیست، چون چنین گزینهای در کار نیست.
یاکوب نتیجهای میگیرد که شنیدنش آرامکننده است. به گفتهی او، وقتی کسی بفهمد انتخاب نکردن هم انتخاب است، اغلب انتخاب کردن و تحمل ترسی که با آن میآید آسانتر میشود، و حتی ممکن است کمی هیجانِ ندانستن آینده را هم بپذیرد. و وقتی کسی زمینهی گستردهتر تصمیمش را ببیند، که همان جهانبینی خود اوست، و بفهمد که گاهی انتخاب درست و غلطی در کار نیست، فقط انتخاب هست، راهی اصیل پیش رویش باز میشود.
آن جهانبینی همان چارچوب مرجع و عادتهای ذهن است، و دیدن پیشفرضهایش کاری است که در پرسش از پیشفرضها آمده. این دوراهی با دوراهی گیجکننده فرق دارد: آنجا داستان قدیمی از کار میافتد، اینجا داستان سر جایش است و فقط دو راه پیش روست.
یک قدم برای فردا. پیش از آنکه دوباره سراغ فهرست مزایا و معایب بروید، یک جمله بنویسید: «اگر این را انتخاب کنم، با آگاهی از دست میدهم که…» و جای خالی را صادقانه پر کنید.
این متن دربارهی تصمیمهای روزمره است و اگر اضطراب تصمیم زندگیتان را گرفته، جای گفتوگو با متخصص سلامت روان را نمیگیرد. صدای مشاور بهزیستی (۱۴۸۰) و اورژانس اجتماعی (۱۲۳) هم در دسترساند.
منابع
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.