
تعلل تنبلی نیست؛ شش چهرهی آن و یک راه شروع
- فرمی اداری که سه هفته است روی میز مانده
- پیامی که جوابش را میدانید و نمیفرستید
- فصل اول پایاننامه
- تماسی با یکی از نزدیکان که هر شب به فردا میرود
این فهرست را میشود «تنبلی» نامید و تمام. اما اگر علت تعلل تنبلی بود، چرا کسی که فرم اداری را عقب میاندازد همان شب ساعتها با شوق آشپزی میکند؟ اهمالکاری بیشتر شبیه فرار است تا کمکاری، و فرار هم یک شکل ندارد.
پیرس استیل، پژوهشگر دانشگاه کلگری، در فراتحلیلی بزرگ تعلل را اینطور تعریف میکند: به تأخیر انداختن داوطلبانهی کاری که قصد انجامش را داریم، با اینکه انتظار داریم از این تأخیر ضرر کنیم. کلیدش همان «با اینکه» است. تعللکننده نمیداند که نمیداند؛ میداند و باز عقب میاندازد. به گزارش او، این الگو در حدود پانزده تا بیست درصد بزرگسالان مزمن است.
۱. کاری که خودش آزار میدهد. یکی از قویترین و پایدارترین پیشبینیکنندههای تعلل در فراتحلیل استیل خود کار است: هر چه کاری ناخوشایندتر باشد، بهویژه اگر کسالتبار باشد، احتمال عقب افتادنش بیشتر است. فوشیا سیروا و تیموتی پیکل این را یک قدم جلوتر میبرند و استدلال میکنند که تعلل بیش از هر چیز شکست در تنظیم حال است: کار حال بدی میآورد، و کنار گذاشتنش همان لحظه حال را بهتر میکند. به روایت آنها، دایان تایس و همکارش این را در یک جمله گفتهاند: «تسلیم میشویم تا حالمان خوب شود». در این چهره، مسئله ساعت و تقویم نیست. مسئله آن احساسی است که پیش از شروع کار میآید و ما نمیخواهیم با آن روبهرو شویم.
۲. «فردا آدم دیگریام». همین دو پژوهشگر به وجه زمانی تعلل اشاره میکنند. کاری که امروز عقب میاندازیم حذف نمیشود؛ بارش روی دوش خود فردایمان میافتد. به تعبیر آنها، باور داریم فردا فرق میکند و ما هم فردا فرق میکنیم، و با این باور حال امروز را بر پیامد کار برای خود آیندهمان مقدم میکنیم. و به گزارش آنها، این ترمیم کوتاهمدت حال اغلب به حال بدتری ختم میشود: هم کار شتابزدهی دقیقهی آخر، هم احساس منفی بیشتر در مجموع.
۳. «از پسش برنمیآیم». این چهره بیشتر از ترس شکست تغذیه میکند تا از خود کار. ولی یافتهی استیل اینجا ظریف است. پیوند ترس از شکست با تعلل ضعیف بود، و به برداشت او بیشتر از راه چیز دیگری میگذرد: این باور که از پس کار برنمیآیم، که پژوهشگران خودکارآمدی پایین مینامند. این یکی از قویترین پیوندها در کل فراتحلیل بود. پیشنهاد خود استیل هم از همین منطق میآید: اعتماد به توانایی بیشتر با تجربهی واقعی موفقیت ساخته میشود تا با حرف، پس گاهی کار باید آنقدر کوچک شود که موفق شدن در آن ممکن باشد.
۴. کمالگرا، شاید. اینجا دادهها غافلگیر میکنند. در کتابها و سایتهای خودیاری، کمالگرایی از علتهای اصلی تعلل شمرده میشود. استیل اما در دادهها چنین پیوندی پیدا نکرد، و حتی مینویسد تعللکنندهها کمی کمتر از دیگران کمالگرا بودند. یک قید هم میگذارد: شاید کمالگراها شروع را عقب نیندازند ولی تمام کردن را چرا.
الیور برکمن، که در فقط چهار هزار هفته از کتابش گفتیم، همین قید را با حکایتی که از فیلسوفی به نام کوستیکا براداتان نقل میکند زنده میکند: معماری اهل شیراز نقشهی زیباترین مسجد جهان را کشید و بعد همهی نقشهها را سوزاند، چون هیچ بنای واقعی به پای مسجد خیالش نمیرسید. برکمن استدلال میکند که این نوع تعلل راهبردی برای اجتناب عاطفی است: راهی برای حس نکردن پریشانیای که با پذیرفتن محدودیتهایمان میآید، چون واقعیت، برخلاف خیال، جایی است که کنترل کامل در آن نداریم.
۵. حواسپرتی، بی هیچ احساس عمیقی. همهی تعللها فرار از احساس نیستند. استیل تکانشگری و حواسپرتی را هم از قویترین پیشبینیکنندهها یافت، و نظریهی انگیزش زمانی، که خود او و همکارش پروراندهاند، روی همین حساسیت به تأخیر بنا شده است: پاداشی که همین حالا در دسترس است، بر پاداشی که دور است میچربد. پیشنهادش در این چهره ساده است و به روانکاوی ربطی ندارد: نشانههای وسوسه را از میدان دید دور کنید و جای ثابتی برای کار داشته باشید. گاهی مسئله فقط تلفنی است که کنار دست است.
۶. خستگیای که نمیرود. استیل پیوند متوسطی میان افسردگی و تعلل یافت و برداشتش این است که بیشتر از راه افت انرژی میگذرد، که هر کاری را ناخوشایندتر میکند. اینجا مرز این راهنماست. اگر بیانرژی بودن، بیعلاقگی به چیزهایی که قبلاً دوست داشتید یا ناامیدی هفتهها ادامه دارد، این ممکن است چیزی بیش از تعلل باشد و ارزیابیاش کار روانشناس یا پزشک است، نه یک مقاله. در ایران، خط صدای مشاور بهزیستی با شمارهی ۱۴۸۰ مشاورهی تلفنی رایگان میدهد. اگر فکر آسیب زدن به خودتان را دارید، همین حالا با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید (هر دو شماره بازبینیشده در ۲۶ مهر ۱۴۰۵). نه این مقاله و نه هیچ کارگاهی جای درمان نیست.
یک چیز میان همهی این چهرهها مشترک است: بعدش. سیروا و پیکل پژوهشهایی را مرور میکنند که تعلل را با شرم، احساس گناه و سرزنش خود پیوند میدهند، و سرزنش خود هم به نوبهی خود استرس و اضطراب را پیشبینی میکند. یعنی همان صدای درونیای که میگوید «تو تنبلی»، کار را ناخوشایندتر میکند و دور بعدی فرار را محتملتر. دربارهی این صدا در گفتوگوی درونی بیشتر گفتهایم.
تنبلی برچسب است، نه توضیح.
ده دقیقه با یک کار. این بار به جای قول دادن به خود فردا، یک کار کوچک امروز:
از فهرست خودتان فقط یک کار بردارید و بنویسید کدام چهره است. اگر مطمئن نیستید، بپرسید پیش از شروع چه احساسی میآید: کسالت، ترس، سردرگمی، یا هیچ، فقط کشش به چیز دیگر. کوچکترین تکهای را پیدا کنید که در ده دقیقه شدنی است، و تلفن را به اتاق دیگری ببرید. بعد از ده دقیقه، هر چه شد، به جای جملهی سرزنش یک جملهی واقعی بنویسید: چه کردید و چه ماند.
یک کار فقط یک کار است. کارهایی که روی میز ماندهاند معمولاً به هم گره خوردهاند، و امروز فقط یکیشان را باز کردهاید.
منابع
- Burkeman, O. (2021). Four Thousand Weeks: Time Management for Mortals. The Bodley Head.
- Sirois, F., & Pychyl, T. (2013). Procrastination and the priority of short-term mood regulation: Consequences for future self. Social and Personality Psychology Compass.
- Steel, P. (2007). The nature of procrastination: A meta-analytic and theoretical review of quintessential self-regulatory failure. Psychological Bulletin.
دیدگاهها
وارد شوید تا دیدگاه بنویسید.